آموزش، مقالات علمی

ما از کجا آمده ایم؟ داروین و فرگشت

تصویر تکامل

تاربام: جهان چگونه به وجود آمده است؟ ابتدا و انتهای آن چیست؟ چرا ما وجود داریم؟ چه کسی یا چه چیزی ما و جهان را به وجود آورده است؟…

پرسش هایی وجود دارند که از دیرباز ذهن انسان ها را به خود مشغول کرده است. از زمانی که انسان شروع به تفکر کرد، بر آن شد  تا بتواند پاسخی برای آنها بیابد. یکی از این پرسش های اساسی، منشا یا آفرینش انسان است. انسان چگونه و به چه شکل به وجود آمده است؟

روایات و داستان های بیشماری برای پاسخ به این پرسش وجود دارد. در روزگاران کهن و دوران های اولیه تمدن بشری، فیسلوفان و بنیان گذاران ادیان در صدد برآمدند تا پاسخی برای این پرسش بیابند. شکی در این نیست که این پاسخ ها تنها برآمده از تفکر و تخیل مغز انسان است و نه آزمایش، مشاهده و تجربه. ما امروزه این داستان ها و افسانه ها را به عنوان میراث به جای مانده از فرهنگ و تمدن اجداد گذشته مان ارج می نهیم؛ اما به خوبی می دانیم که این افسانه ها ارتباطی با واقعیت اتفاق افتاده ندارند و برای دستیابی به حقیقت باید از علوم تجربی و طبیعی پیروی کنیم. چرا که تجربه نشان داده است که فقط این علوم طبیعی هستند که می توانند پاسخ هایی نسبتا دقیق هرچند تاکامل و همراه با ضن و گمان به ما بدهند. امروزه قدرت علم بر هیچ کس پوشیده نیست و هیچ فرد سالم عقلی را نخواهید یافت که در راستی و قابل اطمینان بودن علم شک کند. لذا برای رسیدن به پاسخ این سوالات نیز باید افسانه های گذشته را کنار گذاشت و از علم کمک گرفت.

از قرن 17 میلادی به بعد که انقلابی عظیم در علوم طبیعی رخ داد، علوم زمین شناسی، دیرین شناسی و زیست شناسی نیز پیشرفت های چشمگیری به دست آورد و در عین حال روز به روز تناقضات بیشتری بین این یافته ها و این روایات به وجود آمد. تا آن زمان تفکر غالب مردم به این این بود که جهان به یکباره به وجود آمده و این به وجود آمدن چنان هوشمندانه بوده که هر موجود زنده ای در آن (از جمله انسان) به بهترین شکل ساخته شده. البته در آن دوران سعی بر این بوده که تناقضان بین علوم طبیعی و روایات کتب گذشتگان برطرف شود؛ مردم نیز نمی توانستند به راحتی باور های دیرینه خود را کنار بگذارند. اما اکتشافات به عمل آمده در حوزه علوم طبیعی، آموزه های سنتی و افسانه های قدیمی را روز به روز بیشتر متزلزل می کرد و منجر به مباحثات شدیدی میان دانشمندان علوم طبیعی و دین باوران شد.

در نیمه ی نخست قرن 19 میلادی ایده “تکامل” در علم زیست شناسی ظهور کرد. این رویداد بزرگ علمی که دستاورد “چارلز داروین” دانشمند و زیست شناس  انگلیسی بود را می توان به عنوان یکی از بزرگترین انقلاب های فکری در تاریخ بشریت معرفی کرد. ایده تکامل به معنی دگرگونی و تغییرات پیوسته در یک یا چند ویژگی موروثی است که طی زمان و نسب به نسل در جمعیت یک گونه رخ می دهد.

داروین با ایده تکامل این موضوع را بیان کرد که دگرگونی های زیستی بر روی زمین از جمله انسان به یکباره به وجود نیامدند و گونه های زیستی روی زمین حاصل میلیون ها سال تکامل و تغییر بوده اند. او توضیح داد که تکامل، روندی کاملا طبیعی و مستقل از هرگونه نیروی ماورایی است، به طوری که همگان می توانند روزانه در طبیعت شاهد آن باشند. داروین برای اثبات نظریه اش، اسناد و مدارک فراوانی را جمع آوری و آن را در کتاب منشا انواع منتشر و به جهانیان معرفی کرد. جای هیچ گونه شگفتی نیست که این کتاب چنان نا آرامی در بین اذهان و جامعه ایجاد کرد که عده زیادی از افسانه باوران به شدت با آن مخالفت کردند. شاید بتوان گفت که ایده داروین و کتابش به تنهایی عامل مهمی در سکولار کردن علوم طبیعی به حساب می رود.

امروزه نظریه فرگشت (تکامل) به عنوان مهم ترین و اساسی ترین مفهوم در تمامی علم زیست شناسی شناخته می شود و نمیتوان زیست شناسی را بدون فرگشت فرض کرد. ما نباید فراموش کنیم که فرگشت، حاصل 300 سال کار تحقیقاتی فشرده دانشمندان است. امروزه فرگشت یک قانون اثبات شده در علم زیست شناسی است و به حدی اسناد و مدارک برای آن جمع آوری شده که در محافل علمی دیگر نیازی به اثبات آن نیست.

تهیه و تنظیم: محمدرضا اسماعیل بیگی / خانه علم و دانش تاربام


منابع: تکامل چیست؟ / ارنست مایر

درباره نویسنده

محمدرضا

صونا هستم؛ دانشجوی رشته کامپیوتر گرایش نرم افزار و علاقمند به علم نجوم و کیهان شناسی. هر گونه استفاده از این مطلب بدون ذکر نام "خانه علم و دانش تاربام" و لینک به این مطلب، غیر قانونی و از لحاظ اخلاقی غیر انسانی می باشد. لطفا به "علم" و حقوق مولف احترام بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *